تبليغاتX
به افرند نگار خوش آمدید - خا طره های سهیلا
در این وبلاگ مطالب جالبی به رویت بازدیدکنندگان محترم خواهد رسید. لطفا در مورد مطالب نظر بدهید.

خا طره های سهیلا

یک روز زنگ تفریح بود. ساعت حدودا" 2 بعد از ظهر بود.  

آن هفته بعد از ظهری بودم.

   زهراهاشمی ساعت2 یعنی زنگ تفریح  در کلاس خوابش برد. وقتی زنگ کلاس خورد، ما دیدیم که زهرا خواب است.

زهرا ناهیدصدایش کرد؛ زهرا بیدار شد خانم معلم  خانم« سرحدی» آمد همه ی بچه ها وخانم من به زهرا خندیدیم ، خودش از همه بیش تر خندید.

نوشته شده توسط افرند نگار در ساعت 3:49 قبل از ظهر | لینک  |